بنیادهای علمی تحقیق

 تحقیق را می توان برای آزمودن برخی پیش بینی های مفروض طراحی کرد. به طور مثال، مطالعاتی صورت گرفته است تا معلوم شود آیا کنترل سر و صدای مزاحم در محیط، عملکرد افراد را در حل مسایل معماهای ذهنی افزایش می دهد یا نه. در اینجا محقق با این نظریه کارش را آغاز میکند که سر و صدا بر توانایی ذهنی در حل مسأله اثر منفی دارد. سپس وی فرضیه ای تنظیم می کند مبنی براینکه اگر سر و صدا مهار شود معماهای ذهنی را می توان درست تر و سریع تر حل کرد. در پی این، یک طرح تحقیقی برای آزمودن این فرضیه تهیه میکند. نتایج این مطالعه به محقق کمک میکند تا استنتاج کند که مهار کردن صدای مزاحم واقعا به آزمودنیها یاری کرده است تا عملکرد خود را در حل معماها بهبود بخشند. چنین روشی را که با یک چهار چوب نظری کار آغاز می شود و سپس فرضیه ها شکل می گیرند و از یافته ها استنتاج به عمل می آید روش فرضی – قیاسی در تحقیق می خوانند.

روش دیگر برای اجرای تحقیق، روش استقرایی است که خلاف جهت بالا به پیش می رود چرا که محقق کار را با داده های موجود آغاز می کند و فرضیه ها و نظریه ای از این زمینه به وجود می آورد. نمونه آن محققی است که درباره بازتاب مشتریان نسبت به انواع فرآورده ها داده هایی را در اختیار دارد و سعی میکند دریابد این داده ها برای تولید یک فرآورده جدید چه معنایی می تواند داشته باشد. وی ممکن است فرضیه هایی را تدوین کند و آنها را بیازماید. اکثر مطالعاتی که متضمن وجود آزمودنی و مشاهده گر است جنبه استقرایی دارد که در فصل هفتم بدان خواهیم پرداخت. اما به طور کلی روشهای قیاسی و استقرایی هر دو برای مطالعه پدیده ها به کار گرفته میشوند. بنیادهای تحقیق علمی را در نمودار ۱-۱ می بینید. اهمیت این بنیادها را با استفاده از یک مثال می توان نشان داد.

مثال ۱-۱: ممکن است یک مدیر فروش مشاهده کند که مشتریان ظاهرا همچون گذشته خشنود نیستند. وی شاید مطمئن نباشد که مسأله همین است اما احتمالا احساس خاصی مبنی بر کاهش رضایت مشتری به او روی می آورد. فرایند مشاهده یا احساس کردن پدیده ها در اطرافمان بیش از هر چیز دیگری سرآغاز تحقیق است – اعم از اینکه کاربردی باشد یا بنیادی.

بنیادهای علمی تحقیق

گام دوم برای این مدیر تعیین واقعی بودن مشکل است و در این صورت، تعیین میزان اهمیت آن. شناسایی مسأله نوعی گرد آوری مقدماتی داده ها را طلب می کند. مدیر ممکن است به طور اتفاقی با چند مشتری سخن بگوید تا احساس آنها را درباره فرآورده ها و خدماتی که به مشتریان ارائه می شود دریابد. در خلال این گفت وگوها وی ممکن است متوجه شود که مشتریان فرآورده ها را دوست دارند ولی چون بسیاری از اقلامی را که نیاز دارند در انبار موجود نیست آنان ناراضی هستند و تصور می کنند که فروشنده ها چندان توجهی به آنان ندارند. مدیر پس از گفت و گو با برخی از فروشنده ها احتمالا در می یابد که کارخانه شرکت کالاها را به موقع عرضه نمی کند و تاریخهایی را که برای تحویل کالا قول می دهد رعایت نمی کند. فروشنده ها همچنین اظهار می کنند که سعی دارند با اعلام تاریخهای تحویل به مشتریان آنها را خشنود و حفظ کنند.

ترکیب اطلاعات به دست آمده از فرایند مصاحبه غیر رسمی و رسمی به مدیر کمک کرده است تا اطمینان حاصل کند واقعا مشکلی وجود دارد، او می تواند بر پایه آنها یک مدل مفهومی یا چهار چوب نظری برای همه عواملی که در این مسأله دخالت دارند تدوین کند. در اینجا، شبکه ای از روابط میان عوامل زیر وجود دارد: تأخیرهای کارخانه در تحویل کالا، اطلاعیه مربوط به تاریخهای بعدی تحویل، که رعایت نمی شود و قولهای فروشنده ها به مشتریان (به امید حفظ آنها) که اجرا نمی شود و همه اینها در ناخشنودی مشتری سهم دارند. بر پایه چهار چوب نظری که ترکیبی است معنا دار از تمام اطلاعات گردآوری شده، چندین فرضیه را می توان پدید آورد و آزمود تا معلوم شود آیا داده ها فرضیه ها را تأیید می کنند یا نه. سپس مفاهیم به طور عملیاتی تعریف می شوند تا بتوان آنها را اندازه گیری کرد. آن گاه یک طرح تحقیق برای تشریح چگونگی گردآوری داده های بیشتر، تجزیه و تحلیل و تفسیر این داده ها و سرانجام، فراهم آوردن پاسخ مسأله تهیه می شود. فرایند دست یابی به استنتاجی که با تحلیل منطقی صورت می گیرد و جنبه قطعی و نهایی دارد قیاسی نامیده می شود. از این رو، بنیادهای علم یک مسیر تکوینی برای روش تحقیق علمی فرضی – قیاسی پدید می آورد که در قسمت بعدی به آن می پردازیم.

Leave a comment

ورود اعضا

| Register

رمز عبور خود را فراموش کرده اید؟